تبليغاتX
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید ...







آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید ...

طبیعت و حیوانات

اطلاعاتی در مورد گربه که شاید ندانید..

 

 

۴۰۰۰ سال قبل درمصر  اگر کسی گربه را میکشت مجازاتش مرگ بود.

درسال 1888 حدود 300000 (سيصد هزار)  گربه موميائي شده در مصر كشف شد.

درمصر قديم اگر گربه خانواده اي ميمرد.. تمام اعضاء خانواده براي نشان دادن عذادار بودن ابروهاي خود را ميتراشيدند.

گربه قادره تا ۷ برابر ارتفاع بدن خودش به طرف بالا بپرد.

گربه در بدنش ۲۶۰ استخوان دارد.. در صورتیکه  انسان ۲۰۶ استخوان دارذ.

قدرت دید گربه درشب  ۶ برابر قدرت دید انسان است.

سبیل ها و موهای اطراف گونه و چانه گربه مثل  آنتن عمل میکنند و گربه به کمک آنها میتواند تنگی و گشادی یه محل را برای عبور کردن تخمین بزند.

گربه ها بعد از جنگیدن با یکدیگر شروع به لیس زدن خود بوسیله پنجه دست و زبان میکنند و اینکار را برای آرام کردن اعصابشان انجام میدهند.

گربه ها بعد از نوازش توسط یک انسان شروع به لیس زدن خود میکنند تا آثار بوی انسان را از بدنشان بزدایند و پشمهاشون را به صاف کنند (پس معلوم شد گربه ها هم آدمها را کثیف میدانند همانطور که اغلب آدمها آنها را کثیف میدانند)

مغز گربه ها خیلی بیشتر از مغز سگ ها به مغز  انسان شباهت دارد.

میزان شنوائی گربه یکی از بالاترین در بین حیوانات است. میزان شنوائی گربه ها به  ۶۵ کیلو هرتز میرسه در صورتیکه قدرت شنوائی انسان بیشتر از ۲۰ کیلی هرتس نیست.

ضربان قلب  ۱۱۰ تا ۱۴۰ در دقیقه است . یعنی دو برابر ضربان انسان.

درجه نرمال بدن گربه ۳۸.۶ سانتیگراد است.

دم گربه نقش عمده ای در حفظ تعادل بدنش ایفاء میکند  و  این قدرت را به او میدهدتا وقتی از ارتفاع به پائین میافتد روی ۴ دست و پا به زمین بخورذ.

گربه ماده بین ۵ تا ۹ ماهگی میتواند جفت گیری کرده و حامله شود ولی گربه نر اغلب بعد از یکسالگی جفت گیری میکند.

یک گربه ۱۵ ساله احتمالا" ۱۰ سال از عمرش را در خواب سپری کرده است.

اکثر گربه های سفید که دارای چشمهای آبی هستند کر بدنیا می آیند.  گربه سفیدی که یک چشمش آبی باشه و یکی سبز... گوشی که نزدیک چشم آبی رنگ است کر خواهد بود.

ابراهام لینکلن عاشق گربه ها بود و زمانی که در کاخ سفید زندگی میکرد ۴ گربه داشت.

معمولا" گربه های خط ماخالی جلوی پیشانیشان یک حرف M  ديده ميشه كه بر طبق روايات حضرت محمد دستش را روي سر گربه محبوبش كشيده و از آن پس اين حرف روي پيشاني گربه ها ديده ميشه.

بعضي ها  از گربه ميترسند... (مثل بعضي كه از بلندي يا تاريكي ميترسند)  كه اين نوعي فوبيا است به نام   Ailurophobia .   از آدمهاي معروف  ژوليوس سزار - هانري دوم  و ناپلئون بناپارت به اين نوع فوبيا دچار بودند و از گربه وحشت داشتند.

تمام گربه ها وقتي به دنيا ميايند داراي چشمهاي آبي رنگ هستند.

برطبق آمار  آمريكائي ها بيشتر از پول خرج غذاي گربه هايشان ميكنند تا غذاي بچه هايشان.

يك گربه بالغ داراي 30 دندان ميباشد.

گربه ها 16 ساعت در روز ميخوابند .. يعني بيشتر از پستانداران ديگر.

گربه ها ميتوانند به يكديكر خون بدهند.

گربه ها هم مثل انسان ميتوانند در پيري لك و پيس بزنند.  اين بصورت لكه هاي سياه يا قهوه اي است كه بيشتر دور دهان و چشم و بيني آنها ظاهر ميشود (پس بيخود نيست اسكندر ژاله لبش لكه هاي سياه زده بود).

بر عكس باور هاي قبلي گربه ها رنگ را تشخيص ميدهند.

گربه ها داراي 13 دنده هستند.

گربه ها مثل  انسانها داراي گروه خوني آ‌و ب هستند.

حافظه گربه ها خيلي قوي تر از حافظه سگ ها ميباشد.  بر طبق آخرين تحقيقات انجام شده در دانشگاه ميشيگان  حافظه گربه از گونه هاي مختلف ميمون هم بيشتر است.

گربه ها از اينكه اسمشان را صدا كنيد و با آنها صحبت كنيد خيلي لذت ميبرند.

در غذاي گربه ها بايد حتما"‌مقداري چربي وجود داشته باشد براي اينكه بدنشان خود بخود نميتواند چربي بسازد.  هرگز غذاي سگ را به گربه ندهيد چون گربه ها 5 برابر سگ ها به پروتئين نياز دارند.

گربه ها خيلي بيشتر از سگ ها  در آمريكا به عنوان حيوان خانگي نگهداري ميشوند.

نويسنده معروف ارنست همينگوي درخانه خود از 30 گربه نگهداري ميكرد.

فلورانس نايتينگل در طول زندگيش بيشتر از 60 گربه نگهداري كرده است.

قرص هاي ضد درد انسان از جمله  استامنوفن (تيلنول) براي گربه ها سمي ميباشند.  شكلات هم براي گربه ها سمي ميباشد.

گربه ها معمولا"‌ طول عمر بيشتري از سگ ها دارند.   گربه ها معمولا 14 سال عمر ميكنند ولي گاهي به 20 سالگي هم ميرسند.  طول عمر گربه به نوع زندگي و تغذيه و محيط زيست بستگي دارد.  معمولا" گربه هاي خياباني 8 سال عمر ميكنند (البته در ایران فکر کنم خیلی زندگی کنند ۲-۳ ساله.. چون یا زیر ماشین میکنندشون از قصد یا هزار مرض میگریند میمیرند یا از گرسنگی میمیرند یا مردم آنها را میکشند).  

برطبق آمار گرفته شده انسانهائي كه از حيوان خانگي نگهداري ميكنند عمر طولاني تري داشته اند. استرس كمتري داشته اند و كمتر دچار سكته قلبي شده اند.

از نظر علمی ثابت شده كه نوازش گربه فشار خون را پائين مياورد.

بيشتر گربه ها قادر به هضم شير گاو نيستند.  معمولا"‌ شير و لبنيات گربه ها را دچار اسهاي ميكند (معمولا" غیر از انسان هیچ حیوانی شیر یک حیوان دیگر را نمیخورد و بعد از بچه سالی هم اصلا" شیر نمیخورد فقط ما آدمها هستیم که حتما" باید شیر بخوریم تا پیری ).

دم گربه داراي چندين استخوان ميباشد.

عقيم كردن گربه سن او را 2 تا 3 سال افزايش ميدهد.

نوزاد گربه ها تا 9 روز چشم و گوششان بسته است.

نوستراداموس، ستاره شناس فرانسوي گربه اي داشت به اسم گريمالكين.

جد گربه هاي امروزي گربه وحشي آفريقائي بود كه هنوز هم در آفريقا زندگي ميكند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 12:23 توسط پری ناز |

نامه یک زندانی در ایالات متحده که اخیرا" در جراید درج شد

 

روزی که گربه ژولیده و لاغر معلوم نیست از کجا در محوطه زندان پیداش شد، اولین زندانی  بودم که دیدمش و خیلی ذوق زده شدم.. فوری  رفتم سراغش و  نازش کردم.    بعد از ٢٠ سال زندانی بودن و نداشتن امکان نوازش گربه یا سگ خیلی هیجان زده شده بودم... دست کم ٢٠ دقیقه روی زانوانم پشت آشپزخانه زندان نشستم و گربه را ناز کردم.. گربه از نوازش من خوشش آمده بود و مرتب دور من میچرنیدو خودش را بمن میمالید.   احساس لذتی که گربه در ظاهر و با حرکات خود نشان میداد باعث رضایت شدید باطنی و درونی من میشد.  خیلی هیجان انگیز بود احساس اینکه فقط با یک نوازش ساده و آسان دارم  موجود دیگری را خوشحال میکنم .

 

                                 

 

تا چند روز بعد من شاهد نوازش و توجه دیگر زندانیان به گربه بودم.. انگار این گربه حال و هوای زندان را به کل عوض کرده بودم.  همیشه گروهی از زندانیان دور و بر گربه و مشغول ناز و نوازش او بودند.  باهم گفتگو و شوخی میکردند و با گربه بازی میکردند.  اینها زندانیانی بودند که همیشه بی حوصله به نظر میرسیدند و خیلی کم شاهد گفتگوی آنها با یکدیگر بودیم.  چندین بار مامورین و افسران زندان را هم در جمع گروه نوازشگر گربه دیدم.. نه بخاطر متفرق کردن زندانیان.. بلکه برای تماشا و لذت بردن از وجود گربه به اتفاق زندانیان.

کاسه های شیر و آب و ظرف غذا در محلی که گربه برای خود در نظر گرفته  بود بطور مرتب گذاشته میشد و گربه لاغر کم کم جان میگرفت.    بطور قطع از گربه های ولگرد خیابانی بود که شانسی بداخل زندان راه یافته بود. یکی از زندانیها با قیچی کوچک خودش پشمهای نمد شده و گره خرده گربه را کوتاه کرد.  مامورین میگفتند این گربه به محل خوبی راه یافته که مثل یک پادشاه بهش توجه میشه و ازش مراقبت میشه.  ولی من همینطور که نگاه میکردم و گوش میکردم به این مسئله هم فکر میکردم که گربه برای ما زندانیان چه کاری انجام میده.

حرف درمورد کمبودهای زندانهای آمریکا زیاده،  اکثرا"  ‌اعتقاد دارند زندانها به برنامه های مختلف و وجود روانشناسان بیشتری نیاز دارند.  ولی به اعتقاد من چیزی که ما در اصل بهش نیاز داریم تمرین و داشتن امکان مهرانی کردن به دیگریست.   نه اینکه فقط مهربانی را دریافت کنیم.. بلکه خود اعمالگر آن باشیم.

بعد از اسارت ٢٠ سال در زندان ،  به این باور رسیدم که مهربانی و رسیدن به دیگران چقدر برای هر ٢ طرف گیرنده و دهنده لذت بخشه.. برای فقط چند روز وجود یک گربه ولگرد روند خسته کننده زندان را عوض کرد.   بعد از یکماه گربه را برای نگهداری به محل دیگری خارج از زندان منتقل کردند ولی دیدن اثر مثبت وجود گربه روی روحیه خودم و زندانیان دیگر برام خیلی جالب بود.    گربه  مدرک دکترا نداشت.. متخصص جرم شناسی و روانشناسی نبود ولی فقط با فهماندن ساده   "‌من نیازمند کمک در اینجا هستم"‌   کار مهمی برای زندانیان  انجام داد.   او بما احتیاج داشت.. و ما احتیاج داریم که دیگران به ما احتیاج داشته باشند...

 از آنروز اعتقاد پیدا کردم که اهمیت دادن و مهربانی به انسان یا موجودات زنده دیگر باعث میشه به انسان بودن خودمان افتخار کنیم و لذت ببریم از این انسانیت.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:48 توسط پری ناز |