خوشبختي، خود تويي، در آينه ديگران آنرا مجو
خنده هايت را براي روز مبادا نگه ندار.
به سفر که ميروي ، بالهايت را فراموش نکن
به آينه که نگاه ميکني، او محو تماشاي تو شده است
نگاهت را به هر گوشه اي پرت نکن
طوفان با همه خشمش ، نميماند ، درياست که هميشه پابرجاست
هميشه ماه به حوض مي آيد تا ماهي ها را به آسمان ببرد.
زمين ، سريع قرض دريا را از ابر ميگيرد
به ستاره ها که نگاه مي کني ،آسمان را فراموش نکن.
کثرت سنگ ها مانع نميشود که من از زيبايي شان سخن نگويم
هرچند وقت يک بار خودت را از خودت طلب کن ، شايد گم شده باشي.
وقتي خوابهايت کوچ کنند به ارزش شب ها پي خواهي برد.
آنقدر قوي باش که بتواني با روزگار روبرو شوي
آنقدر ضعيف باش تا قبول کني که نمي تواني همه کارها را به تنهايي انجام دهي
در مقابل کساني که به کمک تو احتياج دارند ، بخشنده باش.
آنقدر عاقل باش تا قبول کني که در مورد همه چيز آگاهي نداري
آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشي
شاديهايت را با ديگران تقسيم کن
در غم و اندوه ديگران شريک شو
راهنماي افرادي باش که راه خود را گم کرده اند
هنگامي که ترديد داري پيرو کساني باش که به موفقيت رسيده اند
براي اين که دچار اشتباه نشوي ، از جايي که قدم بعديت را ميگذاري
مطمئن شو
از مقصد و هدفت خاطر جمع شو تا مبادا راه غلط را بروي
با کساني که به تو عشق ميورزند ، مهربان باش
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 9:0 توسط پری ناز
|
